خطبه‌ ‌ حضرت‌ در مکّه‌ مکرمه‌ در حین‌ اراده‌ خروج‌ به‌ کربلا

بسم الله الرحمن الرحیم

      وَ رُوِیَ أَنَّهُ علیه‌السلام لَمَّا عَزَمَ عَلَی‌ الْخُرُوجِ إلَی‌ الْعِرَاقِ قَامَ خَطِیبـًا، فَقَال‌: الْحَمْدُ لِلَّهِ، مَاشَآءَ اللَهُ، وَلَا قُوَّه إلَّا بِاللَهِ، وَصَلَّی‌ اللَهُ عَلَی‌ رَسُولِهِ.

       خُطَّ الْمَوْتُ عَلَی‌ وُلْدِ ءَادَمَ مَخَطَّ الْقِلَادَه عَلَی‌ جِیدِ الْفَتَه. وَمَا أَوْلَهَنِی‌ إلَی‌ أَسْلَافِی‌ اشْتِیَاقَ یَعْقُوبَ إلَی‌ یُوسُفَ. وَخُیِّرَ لِی‌ مَصْرَعٌ أَنَا لَاقِیهِ؛ کَأَنِّی‌ بَأَوْصَالِی‌ تَتَقَطَّعُهَا عُسْلَانُ الْفَلَوَاتِ بَیْنَ النَّوَاوِیسِ وَکَرْبَلآءَ؛ فَیَمْلَانَ مِنِّی‌ أَکْرَاشـًا جُوفـًا، وَأَجْرِبَه سُغْبـًا.

      لَا مَحِیصَ عَنْ یَوْمٍ خُطَّ بِالْقَلَمِ. رِضَا اللَهِ رِضَانَا أَهْلَ الْبَیْتِ؛ نَصْبِرُ عَلَی‌ بَلآئِهِ، وَیُوَفِّینَا أُجُورَ الصَّابِرِینَ.

      لَنْ تَشُذَّ عَنْ رَسُولِ اللَهِ صَلَّی‌ اللَهُ عَلَیْهِ وَءَالِهِ لُحْمَتُهُ، وَهِیَ مَجْمُوعَه لَهُ فِی‌ حَظِیرَه الْقُدْسِ، تَقِرُّ بِهِمْ عَیْنُهُ، وَیُنْجَزُ لَهُمْ وَعْدُهُ.

      مَنْ کَانَ فِینَا بَاذِلاً مُهْجَتَهُ، وَمُوَطِّنـًا عَلَی‌ لِقَآءِ اللَهِ نَفْسَهُ، فَلْیَرْحَلْ مَعَنَا؛ فَإِنَّنِی‌ رَاحِلٌ مُصْبِحـًا إنْ شَآءَاللَهُ تَعَالَی‌.

      (چون‌ در این‌ خطبه‌ شریفه‌ لغاتی‌ استعمال‌ شده‌ است‌ که‌ در ضبط‌ مختلف‌ می‌باشد، حقیر بعضی‌ از لغات‌ را به‌ طریق‌ صحیح‌ و با معنای‌ مناسب‌ ذکر می‌کنم‌:

      قِلاده‌: گردنبند. فَتاة‌: دختر جوان‌. خُیِّر، مجهول‌ باب‌ تفعیل‌: اختیار و انتخاب‌ گردیده‌ شده‌ است‌. عُسْلان‌ به‌ ضمّ فاء الفعل‌، جمع‌ عاسل‌ به‌ معنای‌ گرگ‌ است‌؛ چون‌ راکب‌ و رُکبان‌ و فارس‌ و فُرسان‌. أکراش‌: جمع‌ کِرْش‌ به‌ معنای‌ شکمبه‌ گوسفند و سائر حیوانات‌. جُوف‌: جمع‌ جَوْفاء به‌ معنای‌ توخالی‌ است‌. مثل‌ حُمْر و حَمراء، و صُفْر و صفراء. أجْربه‌: جمع‌ جِراب‌ به‌ معنای‌ انبان‌ است‌؛ مثل‌ أنظمه‌ و نظام‌. و سُغْب‌: جمع‌ أسْغَب‌ به‌ معنای‌ گرسنه‌، مثل‌ حُمْر و أحْمر. لُحْمَه‌: بالضّم‌، پود جامه‌ در مقابل‌ تار، و کنایه‌ از قرابت‌ است‌. حظیره‌: به‌ معنای‌ مکان‌ محدود و محصور به‌ دیوار است‌، و حظیره‌القدس‌ به‌ معنای‌ بهشت‌ است‌.

      این‌ خطبه‌ در بسیاری‌ از کتب‌ نقل‌ شده‌ است‌؛ از جمله‌ «لُهوف‌» ص‌ 53، و کتاب‌ «نفس‌ المهموم‌» ص‌ 100، و در «مقتل‌ خوارزمی‌» ج‌ 2، ص‌ 5 و 6؛ ولیکن‌ در آن‌ وَ ما أوْلَعَنی‌ إلَی‌ أسْلافی وارد است‌، و نیز کأنـّی‌ أنْظُرُ إلَی‌ أوْصالی‌ تُقَطِّعُها وُحوشُ الْفَلَواتِ غُبْرًا و عَفْرًا وارد است‌، و از جمله‌ لَنْتَشُذَّ عَنْ رَسولِ اللَهِ لُحْمَتُهُ تا آخر در این‌ نقل‌ وارد نیست‌. و در «کشف‌ الغمّه‌» ص‌ 184 طبق‌ عبارات‌ «لهوف‌» نیز وارد است‌، و در «ملحقات‌ إحقاق‌ الحقّ» ص‌ 598، ج‌ 11 از «مقتل‌ خوارزمی‌» تا جمله‌ وَ یُنْجَزُ لَهُم‌ وَعْدُهُ روایت‌ کرده‌ است‌، و نیز از علاّمه‌ مدوخ‌ در کتاب‌ «العدل‌ الشّاهد» ص‌ 95، طبق‌ همان‌ عبارات‌ «لهوف‌» آورده‌ است‌.)

       «و روایت‌ شده‌ است‌ که‌ چون‌ حضرت‌ سیّد الشّهداء علیه‌السّلام‌، آهنگ‌ خروج‌ به‌ سوی‌ عراق‌ را نمودند در مکّه‌ مکرّمه‌ برای‌ ایراد خطبه‌ ایستاده‌ و چنین‌ گفتند:

      حمد و سپاس‌ سزاوار خداست‌. آنچه‌ را که‌ خدا بخواهد خواهد شد. و قوّه‌ و قدرتی‌ نیست‌ مگر بخدا. و درود بر رسول‌ و فرستاده‌ او باد.

      مرگ‌ بر فرزندان‌ آدم‌ به‌ مثابه‌ گردنبند بر گردن‌ دختر جوان‌ کشیده‌ و بسته‌ شده‌ است‌.

      و چه‌ بسیار در آرزو و اشتیاق‌ ملاقات‌ و دیدار رفتگان‌ از خاندان‌ خود هستم‌، همانند اشتیاقی‌ که‌ یعقوب‌ به‌ دیدار یوسف‌ داشت‌.

       و برای‌ من‌ جائی‌ معیّن‌ و انتخاب‌ شده‌ است‌ که‌ باید پیکر من‌ در آنجا بیفتد، و من‌ باید به‌ آنجا برسم‌.

      گویا من‌ می‌بینم‌ که‌ بند بند مرا گرگان‌ بیابان‌ بین‌ نَواویس‌ و کربلا از هم‌ جدا می‌سازند، و از من‌ شکمبه‌های‌ تهی‌ خود را پر می‌کنند و انبانهای‌ گرسنه‌ خود را سرشار می‌نمایند.

      فرارگاهی‌ نیست‌ از روزیکه‌ در قلم‌ تقدیر گذشته‌ است‌. رضای‌ خدا رضای‌ ما اهل‌ بیت‌ است‌؛ بر امتحانات‌ و بلاهای‌ او شکیبائی‌ می‌نمائیم‌، و او اجر و مزد شکیبایان‌ را بطور اتمّ و اکمل‌ به‌ ما عنایت‌ خواهد نمود.

      از رسول‌ خدا، قرابتش‌ که‌ به‌ منزله‌ پودِ جامه‌ با اصل‌ و ریشه‌ آن‌ حضرت‌ بستگی‌ دارد جدا نمی‌شود. و در بهشت‌ برین‌ گرداگرد او جمع‌ می‌شوند، و بدانها چشم‌ رسول‌ خدا‌تر و تازه‌ می‌گردد، و برای‌ آنها وعده‌ رسول‌ خدا تحقّق‌ می‌پذیرد. (وعده‌ای‌که‌ خداوند به‌ رسول‌ خدا داده‌ است‌ برای‌ اقربایش‌ منجّز و محقّق‌ می‌گردد.)

      پس‌ کسیکه‌ در میان‌ ماست‌، و حاضر است‌ جان‌ خود را ایثار کند، و خون‌ دل‌ خود را فدا کند، و برای‌ لقای‌ خدا نفس‌ خود را آماده‌ نموده‌ است‌؛ با ما کوچ‌ کند که‌ من‌ در صبحگاهان‌ عازم‌ رحیل‌ هستم‌؛ إن‌شآءالله‌ تعالَی‌.»

 

/ 0 نظر / 9 بازدید