دعای حضرت در صبح عاشورا

بسم الله الرحمن الرحیم

      از حضرت‌ سیّد السّاجدین‌ و زین‌ العابدین‌ علیه‌ السّلام‌ روایتست‌ که‌:

      لَمَّا صَبَّحَتِ الْخَیْلُ الْحُسَیْنَ علیه‌السلام، رَفَعَ یَدَیْهِ وَ قَالَ:

      اللَهُمَّ أَنْتَ ثِقَتِی‌ فِی‌ کُلِّ کَرْبٍ، وَأَنْتَ رَجَآئِی‌ فِی‌ کُلِّ شِدَّه، وَأَنْتَ لِی‌ فِی‌ کُلِّ أَمْرٍ نَزَلَ بِی‌ ثِقَه وَعُدَّه. کَمْ مِنْ هَمٍّ یَضْعُفُ فِیهِ الْفُؤَادُ، وَتَقِلُّ فِیهِ الْحِیلَه، وَیَخْذُلُ فِیهِ الصَّدِیقُ، وَیَشْمُتُ فِیهِ الْعَدُوُّ؛ أَنْزَلْتُهُ بِکَ، وَشَکَوْتُهُ إلَیْکَ، رَغْبَه مِنِّی‌ إلَیْکَ عَمَّنْ سِوَاکَ؛ فَفَرَّجْتَهُ عَنِّی‌، وَکَشَفْتَهُ، وَکَفَیْتَهُ.

       فَأَنْتَ وَلِیُّ کُلِّ نِعْمَه، وَصَاحِبُ کُلِّ حَسَنَه، وَمُنْتَهَی‌ کُلِّ رَغْبَه.

      («إرشاد» مفید ص‌ 253؛ و «نفس‌ المهموم‌» ص‌ 144؛ و ملحقات‌ إحقاق‌ الحقّ» ج‌ 11، ص‌ 613،. از طبری‌ در «تاریخ‌» ج‌ 4،ص‌ 321؛ و ابن‌ کثیر در «البدایه‌ و النّهایه‌» ج‌ 8، ص‌ 199، و «مقتل‌ مقرّم‌» ص‌ 253، از ابن‌ أثیر در «کامل‌» ج‌ 4، ص‌ 25، و از «تاریخ‌ ابن‌ عساکر» ج‌ 4، ص‌ 333؛ و ذَکَرَ الکَفْعمیُّ در «مصباح‌» ص‌ 158، طبع‌ هند که‌ رسول‌ الله‌ این‌ دعا را در روز بَدر خوانده‌اند ـ انتهی‌. در «أمالی‌ شیخ‌ طوسی‌» (ره‌) طبع‌ نجف‌ ج‌ 1، ص‌ 33، با إسناد خود از ریّان‌ بن‌ صَلت‌ روایت‌ کرده‌ است‌ که‌ او می‌گوید: شنیدم‌ علیّ بن‌ موسی‌الرضا علیه‌ السّلام‌ با کلماتی‌ خدا را می‌خواندند، من‌ آن‌ کلمات‌ را حفظ‌ کردم‌ و در هر گرفتاری‌ و بلائی‌ و شدّتی‌ که‌ برای‌ من‌ پیش‌ آمد، خواندم‌، آن‌ شدّت‌ گشایش‌ یافت‌. و آن‌ کلمات‌ اینست‌: آنگاه‌ همین‌ دعا را نقل‌ می‌کند ودر آخرش‌ این‌ کلمات‌ را اضافه‌ دارد که‌: فَلَکَ الْحَمْدُ کَثیرًا، وَ لَکَ الْمَنُّ فاضِلاً. بِنِعْمَتِکَ تَتِمُّ الصّالِحاتُ. یا مَعْروفًا بِالْمَعْروفِ مَعْروفٌ، یا مَنْ هُوَ بِالْمَعْروفِ مَوْصوفٌ! أنِلْنی‌ مِنْ مَعْروفِکَ مَعْروفًا تُغنِنی‌ بِهِ عَنْ مَعْروفِ مَنْ سِواکَ؛ بِرَحْمَتِکَ یَا أرْحَمَ الرّاحِمینَ.

      و این‌ دعا را تا وَ لَکَ المنُّ فاضِلاً با مختصر اختلافی‌ در لفظ‌ از حضرت‌ صادق‌ علیه‌ السّلام‌ محدّث‌ قمّی‌ در «الباقیات‌ الصّالحات‌» که‌ در حاشیه‌ «مفاتیح‌ الجنان‌» مطبوع‌ است‌ در ص‌ 381، ذکر کرده‌ است‌. و نیز تا همین‌ موضع‌ از آن‌ را سیّد در «مُهَج‌ الدّعوات‌» ص‌ 97، از رسول‌ الله‌ روایت‌ کرده‌ که‌ در روز بدر خوانده‌اند. و نیز تا همین‌ جا را در «مهج‌ الدّعوات‌» ص‌ 269، از حضرت‌ صادق‌، و تا آخر دعا را در ص‌ 270، از حضرت‌ رضا آورده‌ است‌.)

      «و چون‌ صبحگاهان‌ لشکر به‌ نزد حسین‌ علیه‌ السّلام‌ آمدند، دستهای‌ خود را بلند نموده‌ و عرضه‌ داشت‌:

      بار پروردگارا! در تمام‌ غصّه‌ها و اندوه‌ها، تو محلّ اتّکاء و اعتماد من‌ می‌باشی‌! و در هر گرفتاری‌ و شدّت‌، تو محلّ امید من‌ هستی‌! و در هر حادثه‌ای‌ که‌ بر من‌ فرود آید و هر نازله‌ای‌ که‌ بر من‌ وارد شود، تو محلّ اطمینان‌ و استعداد من‌ می‌باشی‌!

      چه‌ بسیار از هموم‌ و غموم‌ خود را که‌ دل‌ در آن‌ ناتوان‌ می‌شد، و حیله‌ و چاره‌ برای‌ رفع‌ آن‌ کوتاه‌ می‌آمد، و دوست‌، انسان‌ را تنها می‌گذاشت‌، و دشمن‌ زبان‌ به‌ شماتت‌ می‌گشود؛ من‌ بارِ آن‌ حوادث‌ و هموم‌ را بسوی‌ تو آوردم‌، و شِکوه‌ آن‌ را به‌ تو نمودم‌؛ به‌ جهت‌ میل‌ و رغبتی‌ که‌ به‌ تو داشتم‌ و به‌ غیر از تو نداشتم‌؛ پس‌ خداوندا تو همه‌ آنها را برطرف‌ نمودی‌! و امر مرا کفایت‌ کردی‌!

      بنابراین‌ ای‌ خدای‌ من‌! تو ولیّ تمام‌ نعمت‌ها هستی‌! و صاحب‌ هر نیکوئی‌! و منتهای‌ تمام‌ رغبت‌ها می‌باشی‌!»

 

/ 0 نظر / 16 بازدید