خطبه حضرت در شب عاشورا در جمع اصحاب و برداشتن بیعت از آنها

بسم الله الرحمن الرحیم

      حضرت‌ سیّد الشّهداء علیه‌ السّلام‌ روز تاسوعا نزدیک‌ غروب‌ آفتاب‌ اصحاب‌ خود را جمع‌ نمودند. و حضرت‌ علیّ بن‌ الحسین‌ زین‌العابدین‌ علیه‌ السّلام‌ می‌فرماید: من‌ نزدیک‌ رفتم‌ تا ببینم‌ به‌ آنها چه‌ می‌گوید؛ و من‌ در آن‌ وقت‌ مریض‌ بودم‌. پس‌ شنیدم‌ که‌ پدرم‌ به‌ اصحاب‌ خود چنین‌ فرمود:

      أُثْنِی‌ عَلَی‌ اللَهِ أَحْسَنَ الثَّنَآءِ. وَأَحْمَدُهُ عَلَی‌ السَّرَّآءِ والضَّرَّآءِ.

      اللَهُمَّ إنِّی‌ أَحْمَدُکَ عَلَی‌ أَنْ أَکْرَمْتَنَا بِالنُّبُوَّه، وَعَلَّمْتَنَا الْقُرْءَانَ؛ وَفَقَّهْتَنَا فِی‌ الدِّینِ.

      أَمَّا بَعْدُ، فَإنِّی‌ لَا أَعْلَمُ أَصْحَابـًا أَوْفَی‌ وَلَا خَیْرًا مِنْ أَصْحَابِی‌، وَلَاأَهْلَ بَیْتٍ أَبَرَّ وَلَا أَوْصَلَ مِنْ أَهْلِ بَیْتِی‌؛ فَجَزَاکُمُ اللَهُ عَنِّی‌ خَیْرَ الْجَزَآءِ.

      أَلَا وَإنِّی‌ قَدْ أَذِنْتُ لَکُمْ، فَانْطَلِقُوا جَمِیعـًا فِی‌ حِلٍّ؛ لَیْسَ عَلَیْکُمْ مِنِّی‌ ذِمَامٌ. هَذَا اللَیْلُ قَدْ غَشِیَکُمْ فَاتَّخِذُوهُ جَمَلاً.

      («إرشاد» مفید ص‌ 250؛ و «إعلام‌ الورَی‌» ص‌ 234؛ و «نفس‌ المهموم‌» ص‌ 137؛ و «مقتل‌ مقرّم‌» ص‌ 233، از طبری‌ ج‌ 6، ص‌ 238 و 239، و از «کامل‌» ابن‌ أثیر ج‌ 4، ص‌ 24؛ و «ملحقات‌ إحقاق‌ الحقّ» ج‌ 11، ص‌ 611، از «کامل‌» ابن‌ أثیر و طبری‌، و از خوارزمی‌ در «مقتل‌» ج‌ 1، ص‌ 246، و از قندوزی‌ در «ینابیع‌ المودّه‌» ص‌ 239 طبع‌ اسلامبول‌)

      «ثنا و ستایش‌ خداوند را بجا می‌آورم‌ به‌ بهترین‌ ستایش‌، و او را در دو حال‌ مسرّت‌ و خوشی‌ و گرفتاری‌ حمد می‌کنم‌.

      بار پروردگارا! من‌ حقّاً حمد و سپاس‌ تو را بجای‌ می‌آورم‌ که‌ ما را به‌ نبوّت‌ بزرگوار و مکرّم‌ داشتی‌! و قرآن‌ را به‌ ما تعلیم‌ کردی‌! و در دین‌، ما را فقیه‌ و دانا نمودی‌!

      امّا بعد، من‌ حقّاً اصحابی‌ باوفاتر و بهتر از اصحاب‌ خودم‌، و نه‌ اهل‌ بیتی‌ نیکوکارتر و با صِله‌ و پیوندتر از اهل‌ بیت‌ خودم‌ سراغ‌ ندارم‌؛ پس‌ خداوند شما را از طرف‌ من‌ به‌ بهترین‌ جزائی‌ پاداش‌ دهد!

      آگاه‌ باشید که‌ من‌ در رفتن‌ به‌ شما اذن‌ و اجازه‌ دادم‌؛ پس‌ همگی‌ بروید که‌ عقد بیعت‌ را از شما بگسستم‌ و نسبت‌ به‌ خود، بر شما عهده‌ و ذِمامی‌ ندارم‌.

       اینک‌ شب‌ در رسیده‌ است‌ و پوشش‌ آن‌ شما را در بر گرفته‌ است‌؛ آن‌ را چون‌ شتر راهواری‌ بگیرید و متفرّق‌ شوید!»

      برادران‌، و فرزندان‌، و پسران‌ برادر، و پسران‌ عبدالله‌ بن‌ جعفر، و مسلم‌ بن‌ عَوسجه‌، و زهیر بن‌ القَیْن‌، و جماعتی‌ دیگر از اصحاب‌ برخاستند و هر یک‌ با زبانی‌ اعتذار آمیز گفتند که‌: ما بعد از تو باقی‌ نباشیم‌! و خداوند ما را پس‌ از تو زنده‌ نگذارد! ابداً ابداً چنین‌ کاری‌ نخواهیم‌ کرد؛ بلکه‌ آرزو داشتیم‌ چندین‌ جان‌ داشتیم‌ و همه‌ را در راه‌ تو فدا می‌کردیم‌!

/ 1 نظر / 9 بازدید
یک دوست

hi what a wonderful tanks come to my home pls be lucky [گل][گل][گل][گل]