لمعات الحسین

welcome to my weblog



>

بسم الله الرحمن الرحیم

      و چون‌ حرّ بن‌ یزید ریاحی‌ از حرکت‌ آن‌ حضرت‌ به‌ کوفه‌ و یا مراجعت‌ به‌ مدینه‌ بشدّت‌ منع‌ کرد، آن‌ حضرت‌ در ذِی‌ حَسَم‌ بپاخاست‌، و طبق‌ روایت‌ طبری‌ در «تاریخ‌» از عَقَبه‌ بن‌ أبی‌ العیزاز:

      فَحَمِدَ اللَهَ وَأَثْنَی‌ عَلَیْهِ ثُمَّ قَالَ: أَمَّا بَعْدُ؛ إنَّهُ قَدْ نَزَلَ مِنَ الامْرِ مَا قَدْ تَرَوْنَ. وَإنَّ الدُّنْیَا قَدْ تَغَیَّرَتْ وَتَنَکَّرَتْ وَأَدْبَرَ مَعْرُوفُهَا وَاسْتَمَرَّتْ حَذَّآءَ، فَلَمْ یَبْقَ مِنْهَا إلَّا صُبَابَه کَصُبَابَه الإنَآءِ، وَخَسِیسُ عَیْشٍ کَالْمَرْعَی‌ الْوَبِیلِ.

      أَلَا تَرَوْنَ أَنَّ الْحَقَّ لَایُعْمَلُ بِهِ، وَأَنَّ الْبَاطِلَ لَایُتَنَاهَی‌ عَنْهُ!؟ لِیَرْغَبِ الْمُؤْمِنُ فِی‌ لِقَآءِ اللَهِ مُحِقًّا؛ فَإنِّی‌ لَاأَرَی‌ الْمَوْتَ إلَّا سَعَادَه، وَلَا الْحَیَوه مَعَ الظَّالِمِینَ إلَّا بَرَمـًا.

      (این‌ خطبه‌ را بزرگان‌ و اعاظم‌ حدیث‌ و تاریخ‌ از شیعه‌ و سنّی‌ نقل‌ کرده‌اند از جمله‌: ابن‌ طاووس‌ در «لهوف‌» ص‌ 69؛ و محدّث‌ قمّی‌ در «نفس‌ المهموم‌» ص‌ 116؛ و علیّ بن‌ عیسی‌ اربلی‌ در «کشف‌ الغمّه‌» ص‌ 185، و ابن‌ شعبه‌ حرّانی‌ در کتاب‌ «تحف‌ العقول‌» ص‌ 245، و مجلسی‌ در «بحار الانوار» ج‌ 78، ص‌ 116 و 117 از طبع‌ حروفی‌، از «تحف‌ العقول‌»؛ و در «ملحقات‌ إحقاق‌ الحقّ» ج‌ 11، ص‌ 596، از علاّمه‌ معاصر توفیق‌ أبوعلم‌ در کتاب‌ «أهل‌البیت‌» ص‌ 438، و نیز در «ملحقات‌ إحقاق‌ الحقّ» در همین‌ جلد در ص‌ 605، از محمّد بن‌ جَریر طبری‌ در «تاریخ‌ الاُمم‌ والملوک‌» (ج‌ 4، ص‌ 305، طبع‌ مطبعه‌ استقامت‌ در مصر) و نیز از ابن‌ عبد ربّه‌ اندلسی‌ در «عقدالفرید» (ج‌ 2، ص‌ 218، طبع‌ مطبعه‌ شرقیّه‌ در مصر) و نیز از طبرانی‌ در کتاب‌ «المعجم‌ الکبیر» (ص‌ 146 خطّی‌) و نیز از أبونعیم‌ اصفهانی‌ در «حلیه‌ الاولیآء» (ج‌ 2، ص‌ 39، طبع‌ مطبعه‌ سعادت‌ در مصر) و از علاّمه‌ خوارزمی‌ در «مقتل‌» (ج‌ 2، طبع‌ نجف‌ اشرف‌) و نیز از ابن‌ عساکر دمشقی‌ در «تاریخ‌ دمشق‌» بنا بر آنچه‌ در منتخب‌ این‌ تاریخ‌ در ج‌ 4، ص‌ 333، مطبعه‌ روضه‌ الشّام‌ ذکر شده‌ است‌.

      و نیز از ذهبی‌ در «تاریخ‌ إسلام‌» (ج‌ 2، ص‌ 345، طبع‌ مصر) و نیز از ذهبی‌ در «سیر أعلام‌ النُّبلآء» (ج‌ 3، ص‌ 209، طبع‌ مصر) و نیز از محبّ الدّین‌ طبری‌ در «ذخآئر العقبَی‌» (ص‌ 149، طبع‌ قدسی‌ قاهره‌) و نیز از علاّمه‌ باکثیر الحضرمیّ در کتاب‌ «وسیله‌ المَـَال‌» (ص‌ 198، نسخه‌ خطّی‌کتابخانه‌ ظاهریّه‌ دمشق‌) و نیز از زبیدی‌ در «الإتحاف‌» ج‌ 10، ص‌ 320، طبع‌ مطبع‌ سمینیّه‌ در مصر.)

      «پس‌ حمد خداوند را بجای‌ آورد و ثنای‌ او بگفت‌، و سپس‌ فرمود:

      امّا بعد، این‌ شدّت‌ و بلائی‌ که‌ بر ما فرود آمده‌ است‌، شما در مرأی‌ و مَسمع‌ خود می‌بینید؛ دنیا و جریان‌ امور روزگار واژگونه‌ شده‌ و چهره‌ زشت‌ و کریه‌ خود را نشان‌ داده‌ است‌. نیکوئیهای‌ دنیا همه‌ پشت‌ کرده‌اند، و دنیا بر همین‌ روش‌ شتابان‌ می‌گذرد؛ و چیزی‌ از آن‌ نمانده‌ است‌ مگر اندکی‌ که‌ مانند قطراتِ آب‌ در ته‌ ظرف‌ جمع‌ شود؛ یا زندگی‌ پست‌ و ناچیزی‌ که‌ چون‌ چراگاه‌ دِرو شده‌، خراب‌ و درهم‌ باشد.

      آیا نمی‌بینید که‌ به‌ حقّ عمل‌ نمی‌شود؟! و از باطل‌ جلوگیری‌ به‌ عمل‌ نمی‌آید؟! و در این‌ صورت‌ حتماً باید مؤمن‌ حقّ جو، طالب‌ دیدار خدا و لقای‌ حقّ بوده‌ باشد.

      من‌ مرگ‌ را جز سعادت‌ نمی‌بینم‌، و زندگی‌ با ستمکاران‌ را جز ملالت‌ و خستگی‌ و کسالت‌ نمی‌نگرم‌.»

      در کتاب‌ «تحف‌ العقول‌» پس‌ از ذکر این‌ جملات‌ از خطبه‌، این‌ جمله‌ را نیز افزوده‌ است‌ که‌ حضرت‌ فرمودند:

      إنَّ النَّاسَ عَبِیدُ الدُّنْیَا، وَالدِّینُ لَعْقٌ عَلَی‌ أَلْسِنَتِهِمْ، یَحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَایِشُهُمْ؛ فَإذَا مُحِّصُوا بِالْبَلآءِ قَلَّ الدَّیَّانُونَ.

(«تحف‌ العقول‌» ص‌ 245؛ و «مقتل‌ خوارزمی‌» ص‌ 237)

      «مردم‌ بندگان‌ دنیا هستند، و دین‌ چون‌ آب‌ دهانیست‌ که‌ بر روی‌ زبانهای‌ آنان‌ جاری‌ است‌، و تا جائیکه‌ معیشت‌های‌ آنان‌ فراوان‌ است‌، متعهّد و حافظ‌ دین‌ هستند؛ امّا زمانیکه‌ به‌ بلایا و مشکلات‌ آزمایش‌ شوند، دینداران‌ حقیقی‌ به‌ شماره‌ اندک‌ خواهند بود.»

      و در این‌ حال‌ زُهَیر بن‌ القَین‌ و نافِع‌ بن‌ هِلال‌ و بُرَیر بن‌ خُضَیر هریک‌ جداگانه‌ برخاستند و مراتب‌ تأیید و تثبیت‌ خود را به‌ آن‌ حضرت‌ ابراز داشتند.

 

...
+نوشته شده دردوشنبه ۱٦ دی ۱۳۸٧ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ توسط ایمان لچینانی پيام هاي ديگران()